على اصغر ظهيرى

58

كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)

پس از رسول گرامى اسلام ، « حارث بن نعمان فهرى » در حضور اصحاب و ياران پيامبر به آن حضرت گفت : اى محمّد ! تو ما را امر كردى تا به يكتايى خداوند و پيامبرى خودت شهادت دهيم و ما پذيرفتيم و شهادت داديم ، همچنين به ما دستور دادى تا حج بجا آوريم ، قبول كرديم ؛ امّا به اين دستورات اكتفا نكردى تا اين كه دست پسر عمويت را گرفتى و او را بر ما برترى دادى و گفتى هركس كه من رهبر و مولاى اويم على رهبر و مولاى اوست ، آيا اين كار از جانب خودت بود ، يا از سوى خدا ؟ رسول گرامى اسلام فرمود : وَاللَّهِ الَّذِى لاالهَ الَّا هُوَ انَّ هذا مِنَ اللَّهِ . « سوگند به خدايى كه معبودى جز او نيست ، اين از طرف خداست . » حارث روى خود را از پيامبر برگردانيد و گفت : اللَّهُمَ انْ كانَ ما يَقُولُ مُحَمَّدٌ حَقّاً فَامْطِرْ عَلَىَّ حِجارَةً مِنَ السَّماءِ اوْ اءْتِ بِعَذابٍ الِيمٍ . « خدايا ! اگر آنچه را محمّد مىگويد حق است ، سنگى از آسمان بر من فرود فرست ، يا عذابى دردناك بر ما نازل كن . » هنوز حارث به مركب سوارى خود نرسيده بود كه سنگى از آسمان فرو افتاد و بر سرش خورد و از قسمت پائين بدنش خارج شد و همان دم به هلاكت رسيد . آيات اول سورهء « معارج » در اين مورد بر پيامبر نازل شده است . « 1 » مدافعان ولايت يكى از شاگردان امام صادق عليه السلام از آن حضرت پرسيد : آيا غير از امام على عليه السلام و خاندان آن حضرت ، كسى خلافت ابوبكر را انكار كرد و به آن اعتراض نمود ؟ حضرت در پاسخ فرمود : دوازده نفر صريحاً و رسماً به خلافت ابوبكر اعتراض

--> ( 1 ) - طرائف ، ج 1 ، ص 152 .